مطالب خواندنی و سرگرمی پلاسی


دانستنی هایی از بدن انسان

آیا می دانید؟

  • آیا می دانید 11 درصد از انسان های کره زمین چپ دست هستند

  • آیا می دانید اگر خوراکی با بزاق دهان مخلوط نشود نمی توانید آنرا بچشید

  • آیا می دانید افراد به طور متوسط ظرف زمان 7 دقیقه به خواب می روند

  • آیا می دانید 8 درصد از افراد یک دنده اضافی دارند


راز موفقیت از زبان سقراط !

 راز موفقیت از زبان سقراط !

 مردی جوان از سقراط سوال کرد راز موفقیت چیست ؟  سقراط به او گفت، "فردا به کنار نهر آب بیا تا راز موفّقیت را به تو بگویم."

صبح آن روز مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت. سقراط از او خواست که به سوی رودخانه او را همراهی کند.  جوان با او به راه افتاد.

به لبهء رود رسیدند و به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانهء آنها رسید. ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد.  جوان نومیدانه تلاش کرد خود را رها کند، امّا سقراط آنقدر قوی بود که او را نگه دارد.

مرد جوان آنقدر زیر آب ماند که رنگش به کبودی گرایید و بالاخره توانست خود را خلاصی بخشد.همین که به روی آب آمد، اوّل کاری که کرد آن بود که نفسی بس عمیق کشید و هوا را به اعماق ریه فرو فرستاد.

سقراط از او پرسید، "زیر آب که بودی، چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟"  گفت، "هوا."سقراط گفت، "هر زمان که به همین میزان که اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق بودی، تلاش خواهی کرد که آن را به دست بیاوری؛ راز دیگر ندارد."
 



چند وقت یک بار صورت مان را بشوییم؟

آشنایی با انواع پوست و اینکه چند وقت بک بار باید صورت را شست.


یک پسر تگزاسی برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از این فروشگاهای بزرگ که همه چیز می فروشند (Everything under a roof) در ایالت کالیفرنیا می رود.

مدیر فروشگاه به او میگوید: “یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کار کرده و در پایان روز با توجه به نتیجه کار در مورد استخدام تو تصمیم می گیریم”.

در پایان اولین روز کاری مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید که چند فروش داشته است؟

پسر پاسخ داد که یک فروش.رازهای موفقیت - رازهای شادی - راه های پولدار شدن

مدیر با تعجب گفت: “تنها یک فروش؟ بی تجربه ترین متقاضیان در اینجا حدقل ۱۰ تا ۲۰ فروش در روز دارند. حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است؟”

پسر گفت: ” ۱۳۴۹۹۹ دلار”.

مدیر تقریبا فریاد کشید: “۱۳۴۹۹۹ دلار؟ مگر چه فروخته ای؟”

پسر گفت: “اول یک قلاب ماهیگیری کوچک فروختم، بعد یک قلاب ماهیگیری بزرگ، بعد یک چوب ماهیگیری گرافیت به همراه یک چرخ ماهیگیری ۴ بلبرینگه.

یعد پرسیدم کجا میرید ماهیگیری؟

گفت: “خلیج پشتی”.

من هم گفتم پس به قایق هم احتیاج دارید و یک قایق توربوی دو موتوره به او فروختم. بعد پرسیدم ماشینتان چیست و آیا می تواند این قایق را بکشد؟

که گفت: “هوندا سیویک”.

پس من هم یک بلیزر ۴WD به او پیشنهاد دادم که او هم خرید.

مدیر با تعجب پرسید: “او آمده بود که یک قلاب ماهیگیری بخرد و تو به او قایق و بلیزر فروختی؟”

پسر به آرامی گفت: “نه، او آمده بود یک بسته نوار بهداشتی بخرد که من گفتم پس ری د ه شده به آخر هفته ات.

بیا یک برنامه ماهیگیری برایت ترتیب بدهیم!

می دانید دلیل این موفقیت بی نظیر چه بود؟ احترام به مشتری، حس کمک کردن به مشتری، هم درد بودن با مشتری.

 


تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

موضوعات مطالب